دلتنگ شب .....
نمی دونم نگاهتون به شب چیه . شب برای هر آدمی یه مفهومی داره برای برخی شب یعنی خواب ، بی خبری . برای بعضی یعنی انتهای روز و انتظار شروع روزی دیگر بعضي شب را نميبينن..... ولي براي من شب يعني همه چيز يعني عمق ، آرامش ، سكوت ، زيبايي ، آسمان ، مهرباني ، گذشت و....... هيچ زمان ديگه اي به اندازه شب نمي تواني به خودت ،روحت ، قلبت ...... به خدا نزديك باشي وقتي فارغ از كشمكش ها و دغدغه هاي روزمرگي با خودت خلوت مي كني مي توني اطرافت رو، خودت رو قضاوت كني به داوري بنشيني صادقانه با خودت حرف بزني با خدا درد دل كني گلايه كني احساس مي كني بهتر به حرفات گوش ميده خوب سرش خلوت تره ......حس مي كني فقط و فقط حواسش به توست . نمي دونم تا حالا نيمه شب كنار دريا نشستين به صداي موجهايي كه با تاني و آرامش ساحل و لمس مي كنن و دوباره به عمق برمي گردن گوش دادين ؟ وقتي به عمق دريا خيره مي شين حس مي كنين توي ساحل نيستين آسمون و دريا يكي شده و فقط شمايين كه وجود دارين هيچ وقت توي روز امكان اين حس نيست هيچ دقت كردين آسمون شب چقدر زيباست وقتي با دقت نگاهش مي كنين حس مي كنين مي تونين ستاره ها رو لمس كنين . توي شب مي توني عميق تر نفس بكشي عميقتر فكر كني عميق تر دوست داشته باشي راحت تر ببخشي . شب زشتي و نامردمي رو نميبيني همه چيز پاك و خالص و نابه .همه خوبن بدي نيست همه رو دوست داري نامردمي ها رو مي بخشي و بديها رو فراموش مي كني انساني ،خودتي ،بدون اينكه نگران باشي ديگران چي مي گن ......خلاصه شب يعني همه آرامش و سكوت و عشق و تو و ...... خدا و خدا و خدا و.......
منم دلتنگ شب ... دلم برای سکوت شب همیشه تنگ است ...و اینها بهانه ایست...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۹ ساعت 9:49 توسط رها
|