امروزم با حافظ .....
مژده اي دل كه دگرباد صبا باز آمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد
بركش اي مرغ سحر نغمه داوودي باز
كه سليمان گل از باد هوا باز آمد
لاله بوي مي نوشين بشنيد از دم صبح
داغدل بود به اميد دوا باز آمد
عارفي گو كه كند فهم زبان سوسن
تا بپرسد كه چرا رفت و چرا باز آمد.......
چشم من در پي آن قافله بس آب كشيد
تا به گوش دلم آواز درا باز آمد
گرچه حافظ در رنجش زدو پيمان بشكست
لطف او بين كه به صلح از در ما باز آمد
::: خبرهاي بسيار خوبي براي شما در راه است كه شادي را به زندگي شما بازمي گرداند هر چند كاري كرده ايد كه خود را مستوجب اين شادي نمي دانيد پس سعي كنيد كه دوباره اين اشتباه را تكرار نكنيد::: الهي ........نمي دونم چي بگم .........شكر
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 11:31 توسط رها
|