مترسک ....
مترسک به گندم گفت:
مرا برای ترساندن آفریدن
اما من تشنه ی عشق پرنده ای شدم
که سهمش از من گرسنگی بود...
مرا برای ترساندن آفریدن
اما من تشنه ی عشق پرنده ای شدم
که سهمش از من گرسنگی بود...
+ نوشته شده در سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ساعت 12:53 توسط رها
|