چشم در راه بهار
آدمی ناچار است از امید ... به امید پیش میرود و دلگرم به وجود دلی لبالب از عشق ... سال خوبی خواهد بود سال نو ، حال نو ... عزیز دلم سال خوبی خواهد آمد .
چشم در راهِ کسی هستم
کوله بارش بر دوش،
آفتابش در دست،
خنده بر لب، گل به دامن، پیروز
کولهبارش سرشار از عشق، امید
آفتابش نوروز.
مهربان، زیبا، دوست
روح هستی با اوست!
قصه سادهست، معما مشمار،
چشم در راهِ بهارم آری،
چشم در راه بهار...!
«فریدون مشیری»
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 3:40 توسط رها
|