"آقای دکتر مشغول معاینه بود. مچ پا، زانو، کمر، کتف، مچ دست ... هر از گاهی میگفت که جایی رو فلان طور حرکت بده. مثلا زانوت رو بیار داخل شکم. دستت را صلیب‌طور باز کن. حالا فلان طور به پهلو بچرخ. به دست من (یعنی دست دکتر) فشار بیار و... خلاصه کلّی معاینه و انصافا با حوصله... بعد به ترتیب یادداشت‌هاش برام شرح وضعیت خوند که: عضله فلان دچار گرفتگی. زانوی راست ساییدگی . آرنج دست راست تنیس‌اِلبو ، گرفتگی کانال کارپال و ....تعداد زیادی گیر و گرفت دیگه ...
تمام مدتی که مشغول معاینه بود با خودم می‌گفتم حتی این آقای دکتر هم "جمجمه" رو به جاییش حساب نمیکنه! تخصص کدام طبیب میشه اینکه دستی به سر آدم بکشه یا گرفتگی‌های درون سر رو معاینه کنه!؟ حالا نه اینکه توقع عجیب و غریبی داشته باشم ولی لااقل چند جلسه نوازش برای جمجمه تجویز کنه. آمپول برای شل شدگی گرفتگیهای مغز .... درسته که استخونش زیادی سفت و سخته ولی خب دیگه پاره سنگ که نیست. آدم حالیشه دستی به نوازش سرش مشغوله ... تا گرفتگیهای توی جمجمه اش نرم بشه ...." والا
اااا ....