شانه های تو....
وقتی که شانه هایم در زیر بار حادثه شکست
یک لحظه از خیال پریشان من گذشت
بر شانه های تو.....بر شانه های تو می شد اگر سری بگذارم
و این بغض درد را از تنگنای سینه بر ارم به های های.
ان جان پناه مهر شاید که می توانست
از بار این مصیبت سنگین اسوده ام کند...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۸۹ ساعت 21:0 توسط رها
|