دنیای بی صدا
گاهی لحظه های سکوت پر هیاهو ترین دقایق زندگی هستند مملو از آنچه میخواهیم بگوییم و نمی توانیم ... یا میتوانیم و گفتنش بی اثر است . آدمی ناگزیر و ناچار است از این سکوت پرهیاهو . گاه باید خودمان را با تمام خواستن هایمان آرام آرام کنار بگذاریم تا جایی که دیگر به دلمان باج ندهیم باید دور شویم از تعلقاتی که دیگر متعلق به ما نیست . دلم سکوت بی هیاهو میخواهد ... کاش میشد علاوه بر زبان، ذهن را هم خاموش کرد. کاش آدمها کمی سکوت میکردند جهان بی صدا میشد و تنها چشمها با هم سخن میگفتند آنهم در حد نیاز و لزوم . کاش میشد آدمها روبروی هم بنشینند و بگذارند نگاهها هوایی بخورند .. بی صدا ... جهان در سکوت ... چه دنیای زیبا و صادقی بود دنیای سکوت و معاشرت چشمها و دستها....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۳ ساعت 10:7 توسط رها
|